ندارند و توسط اقلیتی از جامعه بروز می‌كنند، می‌توانند نابهنجار تلقی شوند؟(نراقی،1390).
همچنین در تعریف اختلال رفتاری باید به میزان، شدت، طول مدت، سن و موقعیتی كه رفتار در آن بروز می‌كند توجه داشت.
میزان:‌ به این نكته كه رفتار در یك دوره زمانی چقدر رخ می‌دهد،‌ اشاره دارد. گاهی بیشتر كودكان بدون اجازه از جای خود بلند می‌شوند، كتك‌كاری می‌كنند اما كودكی كه هر روز نزاع می‌كند یا هر دو دقیقه ازجایش برمی‌خیزد، میزان بالا و غیرعادی از این‌گونه رفتارها را نشان می‌دهد.
شدت: به نیرومندی یا بزرگی رفتار اشاره دارد. برای مثال چنانچه كودكی به خاطر ناكام شدن در رسیدن به هدف با مشت بر روی میز بزند، ممكن است ضربه‌ای كه به میز می‌زند به گونه‌ای باشد كه سر و صدای زیادی ایجاد كند و یا اینكه به قدری شدید باشد كه به دست یا میز آسیب وارد كند. مورد اول پاسخی عادی در نظر گرفته می‌شود، اما مورد دوم رفتار شدید‌تر به عنوان واكنشی غیرعادی تلقی می‌گردد (نراقی،1390).
طول مدت: مقدار زمانی است كه یك رفتار دوام یابد. هر كودكی ممكن است گاهی به دلیل آسیب دیدن احساساتش بهانه‌گیری و گریه و زاری كند. اما قشقرق و گریه و زاری كه یك ساعت یا دو ساعت ادامه می‌یابد با طغیان ده دقیقه‌ای كاملا متفاوت است.
تناسب سنی: رفتارهای متناسب با سن به این واقعیت اشاره دارند كه برخی از رفتارها در كودكان سنین معین، كاملا بهنجار است اما همان رفتارها اگر به سنین بعدی ادامه یابند یا اینكه قبل از سن مورد انتظار بروز كنند، می‌تواند مشكل‌ساز و نابهنجار تلقی شوند. مثلا ترسیدن از هیولا در خانه و چسبیدن به والدین رفتارهایی هستند كه اگر از سوی كودكان 5 یا 6 ساله دیده شوند متناسب با سن هستند اما اگر در سنین بالاتر مشاهده شوند، غیرطبیعی تلقی می‌شوند.
البته نكته مهمی كه باید به خاطر سپرد این است كه وجود دوره واحدی از آنچه نابهنجار به نظر می‌رسد، به معنی وجود آشفتگی و اختلال رفتاری در كودك نیست. حوادثی كه در زندگی كودك رخ می‌دهند، همین‌طور فشارها و تغییرات بشری او می‌توانند منجر به بروز مشكل رفتاری شده یا باعث شوند او چندین هفته رفتارهای جدید و مشكل رفتاری نشان دهد. رفتارهایی نابهنجار در نظر گرفته می‌شود كه چندین ماه ادامه پیدا كند و علت قابل شناسایی بلافاصله نداشته باشند مثل جدایی والدین، مرگ یكی از بستگان و … .
2-8- علل اختلالات رفتاری
مسائل رفتاري و عاطفی کودکان مشکلات شايع و ناتوان کننده¬اي است که براي معلمان،خانواده و خود کودکان مشکلات بسياري را ايجاد مي¬کند و بادرصد¬های بالايي از معضلات اجتماعي همراهند، پژوهشگران دريافته¬اند که مسائل رفتاري براي نخستين بار در سال¬هاي آغازين دوره ابتدايي آغاز مي¬شود و بين سنين 8 تا 15 سالگي به اوج خود مي¬رسد. مسائل رفتاري به طور قابل ملاحظه¬اي بر عملکرد تحصيلي،اجتماعي و حرفه اي کودکان و نوجوانان تاثير منفي مي-گذارد و احتمال ابتلا به بيماري¬هاي رواني را در دوره بزرگسالي افزايش مي¬دهد(پاندينا و همکاران ،2007). دانش آموزانی که داراي دامنه توجه کوتاهي هستند، ازعزت نفس پاييني برخوردارند،در ارتباط بااعضاي خانواده، اطرافيان و مردم مشکل دارند و به آساني ناکام مي-شوند (ساسر و والر ،2010). همچنين تکانشگري،بي قراري،عملکرد ضعيف و ادراک ضعيف از خود کار آمدي اجتماعي، از ديگر ويژگي¬هاي اين دانش آموزان است.وضعيت اقتصادي و اجتماعي ضعيف،عدم شايستگي اجتماعي،سوء استفاده از کودک،تعداد زياد اعضاي خانواده،مشکلات زناشويي (از قبيل جدايي،طلاق، اختلافات خانوادگي،ناسازگاري والدين و خشونت خانوادگي )، مشکلات والدين (از قبيل مشکلات و بيماري¬هاي رواني و جسماني و رفتار¬هاي بزهکارانه) از جمله عوامل خطر ساز ابتلاي کودکان و نوجوانان به اختلالات رفتاري مي¬باشند (گائوني ،بلک ، بلدوين ،1998).
2-9- اثرات اختلالات رفتاری
الف. هوش و پیشرفت تحصیلی
با توجه به نتایجی كه از تحقیقات(اجرای تست‌های استاندارد) به دست آمده، اغلب كودكان مبتلا به اختلال رفتاری در مدارس، به لحاظ تحصیلی عقب‌مانده بوده و تقریبا یكسال عقب‌تر از سطح پیشرفت مورد انتظار قرار دارند. آنان به تناسب سن عقلی خود در مدرسه تلاش نمی‌كنند و خیلی به‌ندرت می‌توان در بین آنان كودكی را یافت كه از نظر تحصیلی پیشرفته باشد. تعداد زیادی از آنها كه دچار اختلال شدید و عمیق هستند حتی فاقد مهارت‌هایی نظیر خواندن و حساب می‌باشند و در میان آنهایی هم كه در ظاهر در خواندن و حساب توانا هستند، تعداد كمی قادرند از این مهارت‌ها در حل مسائل روزمره استفاده نمایند(قراسویی،1391)
ب. خصوصیات و سازش اجتماعی
این كودكان به دو گروه برون‌گرا و درون‌گرا تقسیم می‌شوند. اختلال‌های رفتاری برون‌گرایانه با خصوصیات پرخاشگری و تهاجم و رفتارهای درون‌گرایانه با صفات اضطرابی و گوشه‌گیرانه مشخص می‌شوند. این كودكان در برقراری روابط اجتماعی و عاطفی دوستانه با همسالان دچار مشكل جدی هستند. دسته درون‌گرا رابطه‌ای با دیگران برقرار نمی‌كنند و دسته برون‌گرا به علت خشم و عصبانیت و پرخاشگری دوستان را مورد بی‌احترامی، كتك زدن و … قرار می‌دهند و آنها هم از برقراری روابط سالم اجتماعی محرومند. علاوه بر این برخی از این كودكان مهارت‌های لازم برای كنترل و محدود كردن رفتارهایشان را ندارند و در نوجوانی ناتوانی آنها در كنترل رفتار به تعارض‌های جدی منجر می‌شود. برخی از آنها با قوانین اجتماعی دچار مشكل می‌شوند و احتمال نقض قوانین در آنان افزایش می‌یابد و زمینه را برای فعالیت‌های غیرقانونی فراهم می‌كنند(قراسویی،1391).
ما كودكی را كه عقب‌مانده ذهنی و یا دچار فلج مغزی است سرزنش نمی‌كنیم، اما تعداد زیادی از مردم تصور می‌كنند كودكان بدرفتار قادر به كنترل رفتار خود می‌باشند و اگر بخواهند می‌توانند آن را متوقف سازند. این تصور كه این كودكان مسئول رفتار خود می‌باشند، در ارتباط متقابل بین آنها و اطرافیانشان نظیر خانواده، همكلاسان و حتی معلمانشان تاثیر نامطلوبی بر جای خواهد گذاشت.
ج. رشد زبان
كودكان مبتلا به آشفتگی یا اختلال رفتاری ممكن است دارای اشكال خفیف تاخیر و مشكل زبانی باشند. برخی از آنها به‌ندرت می‌توانند حول موضوع اصلی صحبت كنند و مشكلاتی در استفاده از زبان به شكل مناسب به‌گونه‌ای كه به موقعیت و مكالمه معنی بدهد،‌ دارند. برخی كودكان آشفته شدید به هیچ عنوان حرف نمی‌زنند و به نظر نمی‌رسد كه زبان را بفهمند. برخی نشانه‌های پژواك‌گویی از خود بروز می‌دهند. یعنی هر آنچه را می‌شنوند تكرار می‌كنند و چیز دیگری نمی‌گویند. گفتن سخنان بی‌معنا در بین آنان بسیار رایج است و مدام سوالات یا جملات را تكرار می‌كنند.

2-10- دسته بندی اختلالات رفتاری
الف ) گروهبندی براساس مزاج: بقراط حکیم ( 460- 377 ق.م ) پزشک و دانشمند بزرگ یونان که به پدر پزشکی شهرت دارد معتقد است که اختلالات روانی یا رفتاری به علت آسیب مغزی یا بیماریهای مغزی و زیاد شدن نسبت یکی از ترشحات بدن یا اخلاط چهارگانه ایجاد می شود .
1- دمویی یا خونی: این دو دوره که خون بر سایر اخلاط غالب است از کودکی تا 15 سالگی به طول می انجامد . در این دوره بدن گرم و مرطوب است بنابراین زمینه های رشد کاملاً مساعد می باشد .
2- صفراوی: از 15 سالگی تا حدود 35 سالگی غلبه صفرا بر شدت خود می رسد محیط بدن در این دوره سرد و مرطوب است .
3- سوداوی: از 35 سالگی تا حدود 60 سالگی ، سودا بر سایر اخلاط تسلط دارد محیط بدن گرم و خشک است .
4- بلغمی: از حدود 60 سالگی به بعد بدن در این دوره سرد و خشک است .
5- اختلالات رفتاری دوره بلوغ و جوانی ( 5 تا 20 سالگی ): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با اختلاف سلیقه و عقیده جوان بانحوه زندگی و ارزشهای والدین است . .
ب) گروهبندی بر اساس سن: بر اساس سن نیز دسته بندی دیگری از اختلالات رفتاری شده است به عبارت دیگر برای هر گروه سنی رفتارهای انحرافی غالبی را مشخص کرده اند .
1- دوره کودکی( تولد تا 3 سالگی ) : واکنشهای رفتاری بیمارگونه کودکان در این دوره اکثراً از نوع واکنشهای سایکوسوماتیک یا روان تنی می باشد .
2- دوره دوم کودکی( 4 تا 6 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت ترس ، انواع عادات نامطلوب مانند جویدن ناخن ، مکیدن انگشت و … است. اختلالات رفتاری این دوره بیشتر از نوع واکنشهای زودگذر تطابقی یا مقدمات نوروماتیک است .
3- اختلالات رفتاری دوره سوم کودکی( 7 تا 11 سالگی ) : اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت دروغگویی، دزدی، امتناع از رفتن به مدرسه و …است .
4-اختلالات رفتاری دوره نوجوانی ( 12 تا 14 سالگی ) اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با انجام تکالیف مدرسه و برآوردن توقعات و انتظارات تحصیلی از طرف معلم و والدین است.
ج) گروهبندی بر اساس سبب شناسی : در دسته بندی ، اختلالات رفتاری بر اساس سبب شناسی آن به دو دسته عمده تقسیم می شود که عبارتست از :1-اختلالات رفتاری با زیر بنای ارگانیکی یا جسمی 2-اختلالت رفتاری با زیر بنای روانی و بدون مشکلات جسمی
اختلالات رفتاری که منشاء عضوی دارد: مشکلات رفتاری به علت آسیب مغزی یا اختلال در وظایف غدد مترشحه داخلی و مانند آن بوجود می آید
د)گروهبندی از دیدگاه های مختلف آموزش و پرورش:
هر یک از این دسته بندی ها طرفداران خاص دارد اما چون طرفداران این نوع دسته بندی ها با نگرش پزشکی- روان پزشکی به دسته بندی بیماریهای روانی پرداخته اند، بنابراین نگرش آموزش و تربیتی نادیده انگاشته شده است.
بی نظمی در سلوک: کودک که دارای بی نظمی در سلوک است، قدرتها را به مبارزه می طلبد، دشمنی با منابع قدرت مانند افسر پلیس، معلم، پدر و … دارد.
اضطراب و گوشه گیری: کودک مضطرب، افسرده کودکی خجالتی، ترسو، گوشه گیری، حساس و مطیع است. ولی بیش از حد وابسته می باشد و به سادگی افسرده می شود .
رفتارهای نا مناسب و ناپخته: در رفتاهای این گونه کودکان ویژگیهایی چون عدم توجه، فقدان علاقه نسبت به امور، به ویژه به مدرسه و تحصیل، تنبلی گنگی و گیجی، انکار باطل، رویاهای روزانه بی اساس و … به صورت وافر مشاهده می شود .
رفتارهای ضد اجتماعی: کودکان با رفتارهای ضد اجتماعی، برخی از ویژگیها یا مشکلات رفتاری کودکان یا بی نظمی در سلوک را دارند اما این گونه کودکان در بین گروه همگنان خود اجتماعی هستند. آنان معمولاً عضو یک گروه می باشند. همواره در گردابی از رفتارهای گناه آلود و جنایت آمیزی به سر می برند. نمونه ای از رفتارهای ضد اجتماعی، مانند دزدی، مدرسه گریزی، پرسه زنی، باندبازی و … مشاهده می شود.( سیف نراقی ،1390)
اختلالات رفتاری نوجوانان شامل:1 – شناختی 2- اختلالات عاطفی 3- جسمانی
1- شناختی : شامل اختلالاتی هستند که به صورت تفکر اختلالاتی تلقی می شوند یعنی نوجوان این گونه رفتارها را در جهت ارضای نیازهای درونی خود توجیه می کند و این گونه رفتارها را برای خود نوعی هنجار قابل توجه می پندارد و این رفتارها از نقطه نظر شناختی بسیار پیچیده و شامل کنشها و واکنشهای شخصیت فرد با پدیده های امور اجتماعی شخصیتی است و به اصطلاح نوعی جمع بندی از امور و عناصر رفتاری را برای رسیدن به یک هدف در جهت ارضاء و تحقق آرمانها و آرزوهای خود می پذیرد مثلاً فرد والدین را عامل جهت محدود کردن خواستهاو تمایلات نوجوانی خود می بیند و با نوجوانان و الگوهای خاص هنری و ورزشی همنوایی می کند و نوع تضاد بین نسل نوجوانان و والدین پیش می آید که این رفتار ها نوعی اختلالات رفتاری شناختی تلقی می شوند.
2- اختلالات عاطفی: در اثر کاهش و تقلیل حمایت ها و محبت ها و عواطف والدین و مربیان و اولیاء امور جامعه در نوجوانان شکل می گیرد. نوجوانانی که پدران و مادران از هم گسیخته و ستیزه جو دارند معمولاً فرصت کسب زمینه های حمایتی و پذیرش از طرف والدین را کمتر پیدا می کند و اگر این وضع در مدرسه و جامعه برقرار باشد نوجوانان نوعی احساس جدایی از آنها نموده و با رفتارها و حرکات مخالف آنها درصدد مخالفت باوالدین و اولیاء بر می آیند .
اختلالات جسمانی: که در اثر حوادث طبیعی ممکن است، عارض شده باشد و هم در اثر اختلالات شناختی و عاطفی ممکن است بروز نماید. مثلاً لنگیدن و یا کوری و کری ممکن است در اثر حوادث طبیعی رخ داده باشند. ولی وسواس، اضطراب و پرخاشگری و افسردگی ممکن است از عوامل شناختی و یا حتی از مشکلات جسمانی ریشه گرفته باشد با اصطلاح این اختلالات زنجیره ای هستند و ممکن است عنصری عامل اختلالی و یا اختلالی باعث اختلال دیگری قرار گرفته شده باشد .
2-11-اصول کلی رفتار درمانی اختلالات رفتاری
اختلالات رفتاری در اکثر مواقع حاصل یادگیری نامناسب، نادرست یا معیوب است بنایراین برای درمان آن باید نشانه ها یا علائم رفتار نامناسب یا نادرست حذف گردد و بجای آن رفتار جدی که مناسبتر و موثرتر است، جایگزین شود .
اختلالات رفتاری به عنوان انحراف کمی فاحش یا افراط و تفریط در رفتاری خاص از رفتارهای هنجار مربوط تلقی می شود لذا برنامه درمانی بایستی در پی افزایش بروز رفتار مناسب و نیز کاهش رفتاری که از نظر مداومت، تکراری، زمان و مکان وقوع، نا مناسب است باشد.
اختلالات رفتاری به دلیل نامناسب بودن شرایط محیط اجتماعی و تقویت نشانه های اختلال، توسط محیط بوجود می آید. لذا همین محیط اجتماعی می تواند موجب تغییر در رفتارو نیز حفظ آن باشد.
اختلال رفتاری ویژه یا به طور کلی هر رفتاری اگر تقویت مثبت شود چون واکنش ارگانیزم با نتیجه رضایت بخش همراه بوده تداوم می یابد و تکرار می شود در حالی اگر تقویت منفی صورت گیرد چون واکنش ارگانیزم با احساس درد، رنج ، نارضایی همراه می باشد آن رفتار کاهش و یا خاموش می گردد .
2-12-رابطه میزان شیوع کلی اختلالات رفتاری با عوامل جمعیت شناختی
شغل پدر: بالاترین میزان شیوع اختلالات رفتاری مربوط به کودکانی بود که پدران آنان بیکار وکمترین میزان مربوط به کودکانی بود که پدران آنان کارمند بودند .
1-شغل مادر: بالاترین میزان شیوع اختلالات رفتاری مربوط به کودکانی بود که مادران آنها خانه دار یا کارگر و کمترین میزان مربوط به کودکانی بود که مادران آنان کارمند بودند .
2-در آمد پدر: میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکانی که پدر آنان بدون درآمد بودند از آنهایی که پدرانشان درآمد بالایی داشتند بیشتر بود. میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکانی که مادران آنان هیچ درآمدی نداشتند ( خانه دار ) بودند بیشتر بود و در کودکانی که مادران آنها درآمد بالاتر از 100 هزار تومان داشتند هیچ گونه اختلالای مشاهده نشد .
3- تحصیلات پدر و مادر: هر چه سطح تحصیلات پدر و مادر بالاتر رفته ، میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکان آنان کاهش داشته .
4-سن پدر و مادر: بین سن پدر ومادر و میزان شیوع اختلالات رفتاری کودکان رابطه معنی داری حاصل نشد .
5-رتبه تولد: بین رتبه تولد و میزان شیوع اختلالات رفتاری تفاوت معنی دار به دست نیامده .
6- بعد خانوار: هرچه تعداد فرزندان بیشتر شده احتمال افزایش اختلالات رفتاری نیز افزایش داشته.
بیماری روانی و یا بیماری جسمی مزمن خانواده : در این پژوهش بین وجود بیماری روانی و یا جسمی مزمن در یک یا چند عضو خانواده با میزان شیوع اختلالات رفتاری در کودکان رابطه معنی داری به دست آمده .
7- وضعیت مسکن: بین وضعیت مسکن و نوع ( ویلایی یا آپارتمانی ) اختلالات رفتاری کودکان رابطه معنی داری حاصل نشد .
2-13- تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی
-اخوان تفتی (1392) در پژوهشی پی¬آمدهای طلاق در گذر از مراحل قبل، حین و پس از طلاق را در بین 116 نفر(63 زن و 53 مرد) در تهران بررسی کرد، یافته¬های پژوهش نشان داد، بیشترین آمار طلاق در نمونه مورد پژوهش در دامنه سنی 23 تا 33 سال بوده و بالاترین فراوانی طلاق در 5 سال اول زندگی مشترک رخ داده است.
-عباسی، امجدیان(1391) در پژوهش خود با عنوان «نقش عوامل مرتبط با تحصیلات در رضایت زناشویی زوجین دانشجو» دریافت رضایت زناشویی افراد رابطه مستقیم و معناداری با سطح تحصیلات زوجین دارد.
-زرگر و نشاط دوست(1390) در تحقیقی تحت عنوان «بررسی عوامل مؤثر در بروز طلاق» 221 زوج را در شهر فلاورجان مورد مطالعه قرار دادند. نتایج نشان داد بیشترین میزان تقاضای طلاق در زنان، در سنین 31-28 سال و در مردان 27-24 سال بوده است.
-شریفی(1391) اين پژوهش با هدف مقايسه وضعيت بهداشت رواني نوجوانان طلاق محروم از مادر، يتيم محروم از مادر و عادي داراي مادر سنين 15 تا 18 سال شهر اصفهان انجام شد. سپس از تحليل داده ها نتايج ذيل به دست آمد: بين ميانگين نمرات آزمودني هاي سه طلاق، يتيم، و عادي در هر 9 مقوله پرسشنامه SCL-90-R تفاوت معني داري وجود داشت (P=0.0001)، ضمنا در شش بعد (افسردگي، اضطراب، شکايات جسماني، حساسيت در روابط متقابل، اضطراب فوبيک و افکار پارانوئيد) P=0.0001 ميانگين نمرات دختران بيشتر از پسران بود، ولي در بعد پرخاشگري (P=0.0001) ميانگين نمرات پسران بيشتر از دختران بود. در دو بعد وسواس و اجبار و روان پريشي بين ميانگين نمرات پسران و دختران تفاوت معناداري وجود نداشت. ضمنا تعامل بين عضويت گروهي و جنسيت بر هيچ کدام از زير مقايس ها (9 بعد پرسشنامه SCL-90-R) معنادار نبود. يافته هاي پژوهش در پرتو نتايج تحقيقات مربوط، مورد بحث و نتيجه گيري قرار گرفته است.
-زارعی محمودآبادی (1391) در پژوهشی با عنوان«بررسی عوامل