میانگین ریسک از شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) بایکدیگر مقایسه می شود و مشخص می شود میانگین ریسک کدام روش در بازده ی زمانی مورد بررسی کمتر می باشد .بازه زمانی شامل ابتدای سال 1380تا13/9/87میباشد.
در فرضیه ی دیگر میانگین ریسک سرمایه گذاری با استفاده از شاخص قدرت نسبی با میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) در گروه شرکت های فلزات اساسی اوراق بهادار در زمان رشد شاخص کل بورس مقایسه می کند این دوره ی زمانی شامل ابتدای سال80تا22/9/83را شامل می شود که شاخص کل بورس از رقم3010 به 13813افزایش یافته یعنی 10803 واحد افزایش داشته این بازه ی زمانی 895روز کاری بورس اوراق بهادار را شامل می شود در بازه ی زمانی انحراف معیار بازده شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا (سه گانه)به دست آمده را اندازه گیری می کنیم که کدام روش میانگین ریسک کمتری دارد.
در فرضیه ی بعدی به مقایسه ی میانگین ریسک سهام با شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک همگرا واگرا(سه گانه) درزمان کاهش شاخص کل در گروه شرکت های فلزات اساسی بورس اوراق بهادار می پردازد.
بازه زمانی مورد بررسی در این فرضیه از23/9/83تا تاریخ 13/9/87را در بر می گیرد این بازه ی شامل 895روز کاری بورس اوراق بهادار می باشد.
در این بازه شاخص کل بورس اوراق بهادار واحد کاهش یافته و از رقم13758 به رقم9248 رسیده است.
در فرضیه ی دیگر این تحقیق میانگین ریسک سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در زمان رشد شاخص کل بورس اوراق بهاداربا میانگین ریسک سهام با استفاده از شاخص قدرت نسبی در زمان کاهش شاخص کل با هم و میانگین ریسک سهام با استفاده ازمیانگین متحرک همگرا واگرادر زمان رشد شاخص کل با میانگین ریسک سهام با استفاده ازمیانگین متحرک همگراواگرادر زمان کاهش شاخص کل باهم مقایسه می شوند. که فاصله ی زمانی این فرضیه ابتدای سال 80تا 22/9/83زمان رشد شاخص کل بورس اوراق بهادار و23/9/83تا13/9/87 زمان کاهش شاخص کل بورس اوراق بهادار می باشد،را شامل می شود.

11-2مروری بر مطالعات تجربی :
1-11-2تحقیقات انجام شده در خارج از کشور:
پژوهش های زیادی درچند دهه اخیر برروی تحلیل تکنیکی صورت گرفته ،که دراین پژوهش ها نتایج متضادی بدست امده است.
رابرت92 (1959)واسپرن93(1959)جزاولین کسانی بودند که تحقیقات آکادمی برای بررسی قابلیت پیش بینی سهام انجام دادند .نتایج این تحقیقات نشان حرکت تصادفی قیمت سهام داشت ،وبراساس این نتایج عملا پیش بینی قیمت سهام به هر وسیله نا ممکن است چند سال بعد الکساندر94 (1964)وفاماو باوم95 (1966)نیز به نتایج مشابهی دست یافتند
دراین کانینگهام96 (1973)برسوداور نبودن روش های تکنیکی برای پیش بینی قیمت سهام تاکید کردند. این تحقیق دربازار بورس انگلستان انجام شد.
روزف (1974)درتحقیق خود به این نتیجه رسید که استفاده از روشهای تکنیکی باعث سوداوری بیشتر دربازار بورس نمی شود .
دن وهمکاران97 (1977)نیز با بررسی خود به این نتیجه رسیدند که استفاده از تحلیل تکنیکال باتوجه به لحاظ کردن هزینه معاملات منجر به سود اوری نمی شود .
گیولی ولاکونیشکوف98(1980)قوانین خاصی را مورد بررسی قراردادند، که براساس حالات رونی بازار طراحی شده بود ،ودر این روش ساده حتی با در نظر گرفتن هزینه معاملات میتوان تا دو برابر روش خرید ونگهداری سود کسب کرد جامعه اماری انها 49شرکت حاضر در بورس نیویورک بود.اما روش آنها ابتکاری بود.
داووسس99(1991)یانگ100 (1991)به وجود برخی الگوهای قیمت سازگار با بازار سهام مالزی پی بردند.

شاید بتوان گفت که بروک وهمکاران101 (1992)اولین کسانی بودند که بااستفاده از قوانین متداول مانند حدود حمایت ومقاومت ومیانگین همگرا واگرنشان دادند ،که با استفاده از این قوانین تکنیکال میتوان به سودی بیش از روش خرید ونگهداری دست یافت .
در مطالعه دیگری اورتیا102 (1994)به بررسی برابر بودن بازده حاصل از حرکت تصادفی با بازده حاصل از روش تکنیکال پرداخت . که این فرضیه او رد شد جامعه اماری تحقیق او بازارهای کشورهای آمریکای لاتین بود.
بسمندروچان 103(1995)به بررسی کارامدی تحلیل تکنیکال در بازارهای اسیایی پرداختند که متوجه شدند .که روش دربازارکشورهای نظیرمالزی، تایلند وتایوان از کارایی خوبی برخوردار است. در صورتی که دربازارهای هنگ کنگ وژاپن به ان اندازه کارایی ندارد .
هاتسون وهمکاران104 (1996)همانند بروک وهمکاران به بررسی سود آوری تحلیل تکنیکال در بورس انگلستان پرداختند ومتوجه سود آوری این روش ها در بورس انگلستان شدند.
لویچ وتوماس105 (1993)به بررسی قابلیت پیش بینی 5ارزمهم جهانی ،یعنی دلار امریکا ،فرانک سویس ،ین ژاپن ،مارک المان وپوند انگلیس دردوره زمانی 1976تا1990پرداختند وبه این نتیجه رسیدند که استفاده از تحلیل تکنیکال در میتواند به سود اوری منجر شود.
گنسی106 (1998)در بررسی خود از روش های رگرسیونی و میانگین متحرک برای پیش بینی شاخص داوجونز در بورس ایالات متحده کمک گرفت سالهای مورد بررسی ار1897تا 1988بود. نتیجه استفاده از میانگین متحرک سود بیشتری نسبت به روش رگرسیونی دارد.
ونگ107 (1997)تحقیق خود را برروی شاخص بورس هنگ کنگ انجام داد روش به کار گرفته شده توسط او میانگین متحرک بود وبه این نتیجه رسید که به کار گیری میانگین متحرک می تواند باعث سود آوری شود .آلن وکارجاینن108(1999)ازالگوریتمهای ژنتیک برای ایجاد قواعد معاملاتی تکنیکی استفاده نمودند وپی بردند که اگر چه در محیط معاملاتی گران ،بازدهی های زیاد واضافی ایجاد نمی کند ،ولی قدرت پیش بینی کنندگی دارند.

سالیوان 109وهمکاران (1999)افزایش کارایی بورس امریکا طی چند ده اخیررامورد تایید قرارمی دهند. برطبق این تحقیق دربین سالهای (1987تا1996)روش خرید ونگهداری بازده بیشتری نسبت به روش های تکنیکی دارد ولی برخی ازروشها منجربه سود اوری درطی 90سال نسبت به قاعده بروک وهمکاران ،1992شده ومشابه این نتایج برای شاخص استاندارداند پورز 500 نیز بدست امده است .
رانتر ولیال ، 1999 پژوهشی بازده ده قاعده تکنیکال را در ده کشور درحال توسعه مورد بررسی قرارداد .کشورها شامل کره جنوبی ،برزیل ،شیلِی،ارژانتین ،هند،تایوان،مکزیک ،تایلند،مالزی وفیلیپین بود وسال مورد بررسی 1982تا1995راشامل می شد که در82بررسی از100بررسی توانایی پیش بینی دارند .
لو وهمکاران ،2000 دربورس ایالات متحده روش سیستماتیک برای تشخیص الگوی تکنیکی موثر دربازار بین سالهای1962تا1996استفاده کردند ومتوجه شدند که چندین شاخص تکنیکی ،افزایش اطلاعات ارائه کردند که برای سرمایه گذاران مفید است.
تیان وهمکاران ،2002 دربررسی خود 412قاعده تکنیکال رادربازار کشورهای چین وایالات متحده بررسی ومشاهده کردند که ازسال 1975 این تکنیکها با لحاظ کردن هزینه معاملات کارایی ندارند .ولی دربازارچین همچنان سود آور هستند .
وانگ منزور وچو110با کمک گرفتن از روش های میانگین متحرک تکی ،میانگین متحرک دو تایی ،وشاخص قدرت نسبی ،برروی شاخص صنعتی تامز استریت سنگاپور به منظور زمان بندی بازارسهام برای ورود ویا خروج ازآن بررسی کردند، ونتیجه اینکه با در نظر گرفتن هزینه معاملات شاخص های تکنیکی نقش مفیدی دراین زمان بندی ایفا می کنند.
کوان وکیش111 (2002)به بررسی سود آور بودن روش های تکنیکی برروی دوشاخص بورس نیویورک و نزدک دربین سالهای 1962تا1996مورد بررسی قراردادند ، دوره مورد بررسی به دوره های کوتاه تر تقسیم وهردوره کوتاه تربه طور جداگانه مورد بررسی قرارگرفت .ونتایج با دوره کلی مورد مقایسه قرارگرفت .
روشهای تکنیکال مورد بررسی شامل میانگین متحرک ساده ،مومنتوم وحجم بود.نتیجه این که سود آوری روشهای تکنیکال از روش خرید ونگهداری بیشتر بود .
دردوره های کوتاه تر مورد بررسی قرار گرفت ،در دوره آخر از قدرت پیش بینی ان کاسته شد،واین به دلیل افزایش سرعت گسترش اطلاعات وافزایش کارایی بازار بود .
(لای ،بالاچاندر ومات نور) قابلیت پیش بینی قاعد تکنیکی بازدهی های روزانه شاخص مرکب در بورس مالزی بین سالهای 1977تا 1999بررسی کردند. این سالها شامل دوران رونق وهم شامل دوران رکود بود. با استفاده از روش های قواعد میانگین متحرک وروش های ازمون نسبت واریانس نشان دادند حتی با لحاظ کردن هزینه معاملات قواعد تکنیکال بازدهی بالاتر از میانگین به دست اوردند .وهردو این روشها نسبت به روش خرید ونگهداری بازدهی بهتری دارند .
چنگ 112وهمکاران (2003)با ترکیبی از چند قانون تکنیکی درتمام شاخص های بورس هنگ کنگ وشاخص اصلی 37 بورس سراسرجهان پرداختند،نتیجه اینکه نتوانست در بورس امریکا وهنگ کنگ سودی بیشتر از روش خرید ونگهداری بدست اورد ولی در کل سود در بورس های نوپا اسیایی وامریکای جنوبی از بورس کشور های پیشرفته بیشتر بود .نتیجه این تحقیق نشان از تاثیر بسیار زیاد حجم معاملات در سود آوری روش های تکنیکال بود .
چانگ وهمکاران، 2004 درتحقیقی شامل11کشور( مالزی ،مکزیک،شیلی ،هند ،برزیل ،فیلیپین،تایلند،کره جنوبی،تایوان،اندونزی ،آرژانتین)ومقایسه ان با بازارهای کشورهای پیشرفته مانند ایالات متحده وژاپن پرداختند نتیجه اینکه استفاده از این قوانین در بازارهای نوپا به صورتی کارا می تواند به سود آوری بیشتری نسبت به روش خرید ونگهداری منجرشود . ومتوجه شدند،میانگین متحرک درمجموع سود بیشتری نسبت به روش حدود حمایت ومقاومت ایجاد می کند.و همچنین با اضافه کردن هزینه معاملات تعداد قابل توجهی از قوانین تکنیکال همچنان سود اور باقی ماندند.
الیس وپاربری ، 2005 نیز دو شاخص میانگین متحرک رابرای سه شاخص بورس استرالیا ،داوجونز واس اند پوز بررسی کردند ،بعد ازلحاظ کردن هزینه معاملات نتیجه عدم کارایی میانگین سازگار بودواین رابه دلیل کارایی بازار دانست.
نفتسی،1991 در مطالعه ای به بررسی مفید بودن تحلیل تکنیکال در پیش بینی شاخص داوجونزو استفاده برای شرکتهای مختلف بین سالهای 1911تا 1976پرداختند.وبه این نتیجه رسیدن که میانگین متحرک برای پیش بینی شاخص صنعتی داوجونز می تواند مفید باشد.113
رودریگزو همکاران114 (1999) در تحقیقی به بررسی عملکرد میانگین متحرک متغیر ومیانگین متحرک ثابت و شکست خطوط روند در پیش بینی حرکت قیمت سهام در بازار سهام مادرید در دوره زمانی ژانویه 1966تااکتبر1997بود.در تحقیق از داده های روزانه برای شاخص کل استفاده شد و نتیجه حمایت قوی از سودآوری روش تکنیکال در دوره مورد بررسی بود .
لی بارون وهمکاران115 )1992) در تحقیقی به بررسی عملکرد دو روش رایج تحلیل تکنیکال یعنی میانگین متحرک و شکست خطوط روند در پیش بینی شاخص داوجونز بین سالهای 1897تا1986پرداخت .ونتیجه حمایت قوی از تحلیل تکنیکال بود .ونتیجه دیگری که در این تحقیق به دست آمد، سیگنالهای خرید مناسب تر از سیگنال فروش می باشد.
آتمه وهمکاران116 (2004) به بررسی عملکرد میانگین متحرک در بازار اوراق بهادار اردن پرداختند .در این تحقیق بازده بدست آمده از میانگین های مختلف مورد آزمون قرار گرفت ،بر اساس مدارک استفاده از تحلیل تکنیکال بعد از لحاظ شدن هزینه معاملات نیز میتوانددر پیش بینی قیمت آینده سهام مفید باشد.
وینگ وهمکاران117 (2003) با مورد توجه قرار دادن استفاده از تحلیل تکنیکال در شناسایی زمان ورئد وخروج به بازار سرمایه به بررسی عملکرد شاخص های پیرومانندمیانگین متحرک و شاخص قدرت نسبی در بازار سهام سنگاپور پرداختند و نتیجه تحقیق نشان داد که می تواند بازده مثبت معنی داری تولید کند و استفاده از شاخص های تکنیکال باعث سود دهی قابل توجه در بازار سهام سنگاپور می شود .
روی وهمکاران118 (1996) در تحقیقی به مطالعه رفتار شاخص های تکنیکال در بررسی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع پایان نامه درمورد دمش، پرتوهای، گرمایی
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید