همه ما آرزو داریم کمی پردل و جرات تر باشیم، ولی ترس بازم می تونه در فعالیتای روزمره ی ما نفوذ کنه. ترس اجازه نمی ده که وارد عمل شیم، ما رو از پیشرفت در کارامون باز می داره و حتی باعث می شه اقدامات مون رو به تعویق بندازیم. اینجا می خواهیم راهکارهایی رو معرفی کنیم که به شما کمک می کنه تا دل و جرأت خود رو زیاد کنین و با جربزه به استقبال هر روزتون برید. پس این نوشته رو بخونین تا ببینین که چیجوری پردل و جرات باشیم.

چیجوری پردل و جرات باشیم؛ نکاتی کاربردی واسه اینکه بتونیم ترس خود رو کنار بذاریم آموزشی

 

جربزه ترکیبی از قدرت ذهنی، علم و اعتمادبه نفسه که همه در یک ویژگی اخلاقی جمع شدن. جربزه به شما کمک می کنه که بتونین تصمیمای سخت بگیرین، بدون اتلاف وقت دست به اقدام بزنین و به آسونی با موقعیتای سخت روبرو شید. زمانی که وظایف جدیدی به شما محول می شه، احتیاج به جربزه دارین؛ زمانی که می خواید با کسائی رودر رو شید که به یه جور باعث ناراحتی شما شدن، احتیاج به جربزه دارین و حتی زمانی که کارکرد ضعیفی دارین (چراکه می ترسین کارتون بی مشکل نباشه) هم احتیاج به جربزه دارین. وقتی پردل و جرات تر میشید، با قدرت بیشتری وارد عمل میشید و اتفاقاتی رو که ممکنه بیفته، بهتر مدیریت می کنین.

جربزه چیزی نیس که با اون متولد شده باشین، با اینکه چیزی هم نیس که بتونین یک شبه اونو کسب کنین. مثل همه خصوصیات اخلاقی مطلوب، واسه پرورش جربزه هم باید سعی کنین. جوئل رانیون (Joel Runyon) عضو ستاد مرکزی ایمپاسیبل (Impossible) روند رشد و پیشرفت جربزه رو خیلی ساده توضیح داده. اگه می خواید پردل و جرات شید باید:

  1. از چیزی بترسید.
  2. هر طور که شده با اون روبه رو شید.
  3. نسبت به اولین باری که با اون روبه رو شدید، کمتر بترسید.
  4. اونو تکرار کنین.

وگرنه تنها یک راه دیگر هست:

  1. از چیزی بترسید.
  2. هیچ کاری انجام ندین.
  3. بازم از اون بترسید!

البته همیشه هم این طور نیس که بگیم: «هر طور شده با اون روبه رو شید!» (شاید شما از شیر و گرگ و پلنگ بترسید. در این صورت من اصلا پیشنهاد نمی کنم که برید و با اونا روبه رو شید!) باید توجه کرد که جربزه همون قدر که در مورد درک خطرهاست، در مورد قبول کردن اونا هم هست. اینکه بی مقدمه بپریم وسط ماجرا، حتما جربزه به حساب نمیاد، بلکه می تونه احمقانه باشه. جربزه به معنای اینه که چه جوری بتونیم به دفعات، حس نبود اطمینانی رو که در بیشتر موارد باعث تشکیل ترس می شه، به یک خطر محاسبه شده و قابل پذیرش تبدیل کنیم.

متأسفانه، خیلی سخته که در برابر چیزی پردل و جرات باشین که هیچ وقت تا الان اونو تجربه نکردین. با انجام دادن کاری که از اون ترس دارین، ذره ذره و نرم نرمک، تموم حس نبود اطمینانی رو که نسبت بهش دارین، از بین می برین. اگه از ارتفاع می ترسین، به یک جای بلند و مرتفع برید. البته لازم نیس همون اول به جاهای خیلی بلند برید، بلکه در همون حدی که بازم باعث ترس شما شه کافیه. اونو تجربه کنین. حس کنین. دفعه ی بعد به جایی که کمی بلندتره برید. وقتی این کار رو می کنین، می ببینن که واقعا اون قدر هم که به نظر می رسین، ترسناک نبود. هر بار که این کار رو تکرار می کنین، پردل و جرات تر میشید. فضانوردان هم با استفاده از اینجور تکنیکی واسه رفتن به فضا آماده می شن. اونا یاد می گیرن چیجوری کم کم از پس رقابتا برآیند، از چیزایی که یاد گرفتن استفاده می کنن تا بیشتر از قبل آماده شن و بعد اونا رو اعمال می کنن. زمانی که اونا به فضا پرتاب می شن، تنها چیزی که باقی می مونه شجاعته.

قدر لحظه هایی رو که احساس جربزه کردین، بدونین

چیجوری پردل و جرات باشیم؛ نکاتی کاربردی واسه اینکه بتونیم ترس خود رو کنار بذاریم آموزشی

هنگامی که کار شجاعانه ای انجام میدید، سعی کنین احساسی رو که در اون لحظه داشته اید، در یک بطری فرضی ذخیره کنین. یا کمه کم سعی کنین تا جایی که می تونین اونو خوب به خاطر بیارین. به خاطرش جشن بگیرین، عکس بگیرین، یک یادبود از اون تجربه تهیه کنین، خلاصه هر چیزی که به شما یادآوری کنه که در اون برهه ی زمانی، چقدر شگفت انگیز و فوق العاده عمل کردین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چیجوری زنان رو عاشق خود کنیم؟

مهم نیس مسئله چی بوده، کوچیک بود یا بزرگ، مهم اینه که شما با جربزه عمل کردین. مثلا فرض کنین که در محل کارتون انجام دهنده یک اشتباه شدین و از اینکه به کسی چیزی بگید وحشت داشتین، ولی کاری بود که باید صورت می گرفت. زمانی که فکرهایتان رو کردین و به خودتون گفتید: «بریم ببینیم چی میشه!» گای نورتن ادلمن (Gay Norton Edelman) از مجله فَمیلی سیرکِل (Family Circle) نام این لحظات رو، «لحظات قدرت» گذاشته.

سعی کنین متوجه لحظاتی باشین که در اون قدرت و لیاقت رو احساس می کنین. لحظه ای درنگ کنین، چند نفس عمیق و آروم بکشین و به خود بگید: «من همچین آدمی هستم.» هرچقدر بیشتر لحظاتی رو که احساس قدرت می کنین، جدا و پُررنگ کنین، بی باک تر میشید.

کوچیک یا بزرگ، لحظاتی که احساس جربزه می کنین، به معنی ی سوخت واسه کارای شجاعانه ی آینده عمل میکنن. سوختی که هر زمان بهش احتیاج داشته باشین، در دسترسه. زمانی که از چیزی می ترسین، کافیه به خود یادآوری کنین: «چون تونستم اون کار رو انجام بدم، از پس اینم برمیام.»

از احساسات خود به عنوان یک وسیله استفاده کنین

کنترل احساسات می تونه سخت باشه، ولی این کار می تونه یکی از بهترین راه ها واسه شکست دادن ترس (از هر یک جور که می خواد) باشه. هنگامی که جمع کردن حواس داریم، می تونیم از احساسات مون استفاده کنیم و خودمون رو بیشتر واسه رویدادهای آینده آماده کنیم و یا حتی می تونیم با استفاده از اونا روی بقیه هم به شکلی مثبت و به درد بخور اثر بذاریم. مثلا اگه شما به قدر کافی عصبانی شید، هیچی نمیتونه شعله های شجاعتی که در وجودتون زبانه می کشه رو خاموش کنه.

ممکنه شما کلا یک آدم عصبانی نباشید، ولی معنیش این نیس که نمی تونین کمی حس عصبانیت در خود بسازین و از اون بهره ببرین. رابرت بیسواس-دییِنر (Robert Biswas-Diener)، نویسنده ی کتاب «معادله جربزه: چیجوری علم می تونه شما رو پردل و جرات تر کنه»، پیشنهاد می ده زمانی که احتیاج دارین پردل و جرات تر شید، سعی کنین کمی خشم رو در وجود خود برانگیزید.

شما می تونین با فکر کردن به راه هایی که از اون راه ممکنه ارزشای گران بهایتان پایمال شن، طرز فکر شجاعانه خود رو تقویت کنین.

در حالت عادی، شما به دنبال دلیلی واسه عصبانی شدن نمی گردید، ولی عصبانیت می تونه ابزاری به مراتب مهم تر از چیزی که شما فکر می کنین، باشه. اگه بتونین جنبهایی از موقعیت جلو خود رو کشف کنین که باعث برانگیخته شدن احساسات در شما می شه، از اونا استفاده کنین. مثلا فرض کنین شما می ترسین با کسی روبه رو شید. به این فکر کنین که این شخص چقدر وقت شما رو هدر می ده، بی توجه یا چقدر به شما بی احترامی می کنه. بعضی وقتا شما به جربزه بیشتر از خونسردی و منطقی بودن احتیاج دارین. فقط مواظب باشین خیلی هم پاتون از حد بالاتر نذارین !

از خودتون بپرسید: «اگه نمی ترسیدم چیکار می کردم؟»

چیجوری پردل و جرات باشیم؛ نکاتی کاربردی واسه اینکه بتونیم ترس خود رو کنار بذاریم آموزشی

بعضی وقتا لازمه ی جربزه، اینه که از بیرون به ماجرا نگاه کنین. اگه شما نمی ترسیدید، قادر بودین کاری رو که باید انجام شه، بکنین؟ شاید! فکر می کنین اگه نمی ترسیدید، آدم بهتری بودین؟ به احتمال زیاد! وقتی شما از زاویه دیگری به قضیه نگاه می کنین، ممکنه ببینین که واقعا قادر به انجام کارا هستین، از ته دل و بدون ترس.

و اگه به نظر میاد که نمی تونین جربزه رو در اون لحظه پیدا کنین، تنها «وانمود کنین» که نمی ترسید. ممکنه به نظر بقیه همون قدر پردل و جرات بیایید، کسی چه می دونه، شاید حتی بتونین خود رو هم قانع کنین که ترس تون تنها ساخته و پرداخته ذهن خودتونه. اون قدر وانمود کنین تا آخرسر به حقیقت تبدیل شه.

به تموم چیزایی فکر کنین که اگه نمی ترسیدید و پردل و جرات بودین، می تونستید بکنین. بازم می خواید فرصتای خود رو از دست بدین؟

منبع : lifehacker

دسته‌ها: آموزشی